X
تبلیغات
رایتل

برداشت های فرهنگی یک ژاپنی از جامعه ایران و یک ایرانی از جامعه ژاپن(رویکرد تطبیقی)

مقدمه:

   تئوریهای نوین علوم اجتماعی بخصوص تئوریریهای پست مدرن  نقش مشاهده گر در تئوری پردازی را برجسته کرده اند.شیوه های قوم نگارانه "  که ارزش ابزار پرسشنامه در گردآوری داده ها را زیر سوال می برد ٬ روشهای مشاهده مستقیم  در پژوهش های اجتماعی را پیشنهاد می کنند.در این مرور مختصر ٬ با اتخاذ رویکرد روش شناسی ذهنی گرا و پیش فرض ارزشمداری تئوریها ٬ یعنی اینکه تئوری پرداز نمی تواند فارغ از بستر اجتماعی ٬ سیاسی ٬فرهنگی .. خود تئوری پردازی کند ٬ این پیش فرض را نیز می توان در نظر گرفت که مشاهده گر نیز جهت گیری ارزشی خواهد داشت.بنابراین بررسیهای اجتماعی از منظر مشاهده گری خاص ٬ گمراه کننده خواهد بود.بعنوان مثال یک ایرانی ممکن است جامعه ژاپن را "مردسالار" در نظر بگیرد ٬ در حالیکه همین جامعه ممکن است از دید یک آمریکائی تبار "زن سالار " تعبیر شود. جامعه تغییری نمی کند اما مشاهده گر تغییر کرده است.بنابراین ویژگیهایی نظیر مردسالاری  یا زن سالاری ٬ عدم اطمینان ٬ فاصله قدرت و ... ویژگی جوامع نیستند ٬ بلکه منعکس کننده بستر ارزشی جامعه مشاهده گر هستند که در درون افراد قرار دارند.

قصد ما در این مطالعه  
پرداختن به ویژگیهای فرهنگی دو جامعه ژاپن و ایران از دیدگاه دو شهروند ایرانی و ژاپنی است.بنابراین آنچه که یک ایرانی از جامعه ژاپن توصیف می کند ویژگی جامعه ژاپن نیست ٬ بلکه انعکاس ویژگیهای فرهنگی جامعه ایرانی در قضاوت های اوست و بالعکس.همچنین آنچه که یک ژاپنی از جامعه ایران توصیف می کند لزوما عکس آنچه یک ایرانی از جامعه ژاپن می کند نخواهد بود. واضح است که مدل هاف استد کمک زیادی به ما نخواهد کرد ٬ گرچه ابعاد فرهنگی و تعاریف عملیاتی آنها را می توان از این مدل اقتباس کرد٬ نیاز به مدل ماتریسی گسترده تری احساس می شود که اسامی جوامع در دو بعد تکرار شود و هر  جامعه از منظر جوامع مختلف مورد ارزیابی قرار گیرد.در اینجا توجه ما تنها معطوف به دو جامعه ژاپن و ایران  می باشد.

برای اغاز بحث توجه به دو نکته ضروری می رسد:

اولا دو جامعه ژاپن و ایران گرچه از نظر فرهنگی شبیه به هم نیستند اما اختلاف زیادی نیز با هم ندارند.زیرا هر دو جامعه سنت گرا هستند و رد پای عواطف را در روابط اجتماعی دو کشور به وضوح می توان مشاهده کرد.

دوما ژاپن نسبت به ایران مهاجر پذیرتر است٬ بنابراین طبیعی به نظر می رسد که در ژاپن به اتباع خارجی توجه زیادی نشود اما در ایران اتباع خارجی انگشت نما هستند.

 

نخست به بررسی ویژگیهای فرهنگی ایران از نگاه یک ژاپنی می پردازیم:

 

1.ایرانیها اختلاف طبقاتی زیادی را تجربه می کنند.

به نظر می رسد این اولین ویژگی جامعه ایرانی  باشد که توجه یک ژاپنی را به خود جلب کند.برای مثال ماشین های لوکس در مقابل ماشینهای فرسوده ٬خانه های بسیار مجلل در مقابل خانه های بسیار قدیمی ٬  تفاوت شدید میان اقشار بالای شهر و پائین شهر ٬ طرز لباس پوشیدن و مدل لباس روستائیها با شهریها و ...

این اختلاف طبقاتی نمود فاصله قدرت زیاد در جامعه ایران است.

 

2.ایرانیها در کارهایشان نظم ندارند و برای آینده نیز برنامه ای ندارند.

این ویژگی از ان جهت برجسته می شود که ژاپنیها  به نظم و مقررات اهمیت زیادی قائل هستند.ایرانیها هم در زندگی روزمره و هم در سطح سازمانی و مدیریتی برنامه دقیقی ندارند.ممکن است بارها برای یک ژاپنی اتفاق افتاده باشد که پاسخی برای این سوال که " فردا برنامه شما چیست؟" دریافت نکرده باشد و یا تغییرات زیادی در برنامه های کاری ایرانیها مشاهده کند.علت این امر روح تقدیرگرائی و پرهیز از عدم اطمینان کم در جامه ایران است.

 

3.ایرانیها کمتر بصورت گروهی زندگی می کنند.

بارزترین مکان برای درک این ویژگی کافی شاپ ها و پارک ها می باشد. ایرانیها(بجز گروه خانواده)کمتر درگیر فعالیت ها و گردش های گروهی  هستند و بیشتر بصورت انفرادی یا حدکثر با گروه های سه یا چهار نفری  اوقات فراغت خود را سپری می کنند.این ویژگی نیز حاصل روحیه فردگرائی ایرانیان  است.

 

اکنون به بررسی جامعه ژاپن از نگاه یک ایرانی می پردازیم:

 

1.ژاپنیها یکدست هستند..(هم از لحاظ فرهنگی و هم از لحاظ اقتصادی)

گرچه جامعه ژاپن فاصله قدرت نسبتا بالائی  را تجربه می کند اما دلیل این یکدستی  را باید در تاریخ این کشور جستجو کرد.این ویژگی نیز از آن جهت که شهروند ایرانی اختلاف طبقاتی زیادی را تجربه کرده است ٬ برجسته تر می شود.

 

2.ژاپنیها اوقات فراغت خود را بصورت گروهی می گذرانند.

رستورانهای ژاپن پذیرای گروه های بزرگ از همکاران و سایر تیم های کاری می باشد.گروه های غیر رسمی در ژاپن بسیار گسترده و فعال هستند.علت این زندگی گروهی را نیز باید به اعتقادات مذهبی ژاپنیها نسبت داد.

 

3.ژاپنیها فوق العاده وقت شناس و منظم هستند و برای آینده دور و نزدیک خود برنامه های دقیق دارند.احتمال بسیار کمی وجود دارد در زندگی روزمره ژاپنیها انحراف از برنامه هایی که قبلا تدوین کرده ان وجو داشته باشد.

 

با تشکر از دوست خوبم علی اصغر ولی زاده که عنوان این مقاله را سفارش دادند.این مقاله ایده آسیب شتاسی مطالعات هاف استد و اهمیت مطالعات قوم نگارانه را برای من برجسته کرد.